عبد القادر بن ملوك شاه بداونى
35
منتخب التواريخ ( فارسى )
كه جامى را كنى در كار ايشان بعد از آن حافظان سلسلهء عليهء قادريه ميان شيخ عبد الله بود كه ولد ارشد انجب حضرت ميان است . چون او در سالى كه مذكور شد رخت به روضهء رضوان كشيد ، حاليا جامع جميع كمالات و قايممقام همه ذات عالى صفات ميان شيخ ابو المعالى است . شعر سلام الله ما كرّ الليالى * على الشيخ الصفىّ ابى المعالى اميد كه اين روضهء سعادت هميشه مثمر باد - بالنّبى و آله الامجاد . شيخ ركن الدين رحمة اللّه ولد رشيد شيخ عبد القدوس كنگويى است كه مناقب و كمالات وى از شرح و بيان مستغنى و مكتوبات قدسى كه جمع كردهاند مشعر و دالّ بر آن است و كنگوى قصبهاى است در نواحى تهانيسر . صاحب رتبهء عظيم بود و آثار كمالات در بشرهء او ظاهر و شأنى عالى در تصوّف داشت بر طريقهء مشايخ خويش سلوك مىنمود و از ارباب ذوق و حال بود به در خانهء اهل حشمت و شوكت احيانا و نادرا به قدر ضرورت رفتى و الّا در زاويهء عزلت و انقطاع پيوسته بهسر بردى . جامع اين اوراق او را در زمان فترات بيرم خان در دهلى به مجلس شيخ عبد العزيز رحمه الله ملازمت نمود و الحمد لله . ميان مصطفى گجراتى اصل او از طايفهء بوهره است كه در گجرات به سود و سواد « 1 » مشغولند به يكى از ياران بىواسطهء مير سيّد محمد جونپورى - قدّس الله روحه - پيوسته طريقهء فقر و فنا پيش گرفته تا آخر عمر در آن وادى استقامت ورزيد . چون خليفة الزمانى بعد از تسخير ولايت بنگ از پتنه مراجعت نموده به اجمير رسيدند ، آصف خان ثانى مير بخشى او را به حسب حكم از گجرات همراه آورد . شبى در صحن ديوان خانه علما را طلبيده از شيخ مصطفى تحقيق مسألهء مهدويّت مىنمودند و او مجيب بود و مناظره به امتداد كشيد و حاجى
--> ( 1 ) . دو نسخه : سودا .